واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

حجم انبوهی از کلاغها
روی پشت بامها نشسته اند
و هیاهوی پریشانشان
دیوار صوتی شهر را شکسته است
پدر بزرگ سالها پیش می گفت:
کلاغها شهروند خرابه ها هستند
و از جعبه شانس نظم نوین جهانی
تنها پروپاگاندا را برای خود برداشته اند:
غارغار متراکم، با فرکانس برون مرزی...
بچه های کوچه پشتی با هیجان کلاغها را به هم نشان می دهند و با همهمه می گویند:
این یک نافرمانی مدنی با طعم آشوب است
آنها دارند به چیزی اعتراض می کنند
مادرم می گوید:
من فکر می کنم هجوم این همه کلاغ به شهر معنادار است
شاید خانه خراب شده اند!
پدرم با اطمینان معتقد است:
آنها دارند کانون تمرکز را از چیز دیگری به اینجا شیفت می دهند
حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است
من
داستان قدیمی کلاغ و روباه را در ذهنم مرور می کنم...
زن همسایه لبخند رنگ پریده ای می زند و می گوید:
هیاهو به زودی تمام می شود
اما
رو سیاهی سرنوشت محتومی ست که برای کلاغها نوشته اند

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

بهای آزادی

چهارشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۰، ۰۷:۳۰ ب.ظ

بالاخره وقت آن رسید که دلقکهای دربار حقوق بشر، استراحتی به زبانهایشان بدهند، دمی قلم را زمین بگذارند، از شکلک در آوردن برای عکاس مجله تایم دست بردارند، گوشه ای به یمن سکوت و مرگ وجدانهایشان لم بدهند و بازی تهوع آور حقوق بشر را از دریچه رسانه های دنیای آزاد نظاره کنند.

البته واضح و روشن است که از دیدگاه رسانه های سیاست زده جهانی، اطلاق "بشر" به هر موجود دوپایی به صرف اینکه برای تحصیل آزادی خون می دهد منطقی نیست و تعریف "حقوق" برای هر بی سروپایی که به اسقاط نظام یا شکل گرفتن اصلاحات می اندیشد معقول نیست. بشر همانا موجودی است که در مقابل نظامی قد علم کند که نام جمهوری اسلامی بر تارک مواضعش نشسته است، بشر، آنارشیست نوکر صفتی ست که به پشتوانه ارباب قدرت، و حمایت دستگاه سلطه دلگرم است. بشر، دیکتاتور کوچکی ست که در عین اقلیت، دموکراسی بزرگی را در خیابانهای اعتراض به چالش می کشد، بشر، موجودی ست که از قبل تبلیغات مظلوم نمایانه برای او جیره ای از کیسه صاحبان قدرت دریافت شود و به برکت مانور دادن روی نام او شهرتی کسب شود و به مدد تلاش برای رهاندنش از مجازات پاداشی نصیب گردد...

اگر جز این بود، آن روز که "علی ابراهیم الدیمستانی" نوجوان ۱۷ساله بحرینی زیر چرخ های خودرو نیروهای مزدور آل‌خلیفه جان می داد صدایی از حنجره مسدود کمپین های دفاع از حقوق بشر شنیده می شد، و آن روز که "سید احمد سعید شمس" ۱۵ساله در حال بازی در برابر منزلش به شهادت رسید کسی به یاد آزادی و به نام احترام به حقوق انسانها فریاد بر می آورد، یا وقتی"علی جواد احمد الشیخ" نوجوان 14 ساله بحرینی، در روز عید فطر بی رحمانه  به شهادت رسید کسی به یاد علم کردن " نماد دموکراسی خواهی" و اعتراض به دیکتاتوری می افتاد، رییس جمهور ایالات متحده از دیدن چنین صحنه ای "دلشکسته" می شد، بی بی سی همه برنامه های خبری اش را با تصویر بزرگی از صورت خونین او آغاز می کرد، دانشگاه های معتبر اروپایی بورس تحصیلی به افتخار شهید آزادی ترتیب می دادند، و تلخک عبادی برای محکومیت آل خلیفه، به کمیته حقوق بشر سازمان ملل نامه می نوشت...

 

بگذرم... از اینکه چیزی در باب حقوق بشر بنویسم بیزارم، از فکر کردن به کمپین های گوناگون مدعی احقاق حقوق انسانها خسته ام، از بیان رفتارهای ضد و نقیض مدعیان حمایت از آزادی حالم به هم می خورد.

به یمن تعاریف رنگارنگ انسانیت، در سایه سیاستهای فرصت طلبانه صاحبان قدرت، امیدی به سازمانهای استحاله شده حقوق بشری نیست، اما بیداری اسلامی نشان داده است که  تنها راه کسب آزادی و احیای انسانیت، بذل خون و عطای جان است؛ همچنانکه انقلابی کوچک بحرینی – علی جواد شیخ -  در آخرین استاتوس جی میل خود نوشت: " اگر بهای آزادی خون است، آن را خواهیم پرداخت"

  • باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی