واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

آهای روزگار!
انگار فراموش کرده ای؛
قلبها هم پاییزی می شوند،
وقتی فصل عاطفه کوتاه می شود!

همین گونه بگذر، حرفی نیست؛
قلب من هم روزی جوانه خواهد زد،
از مشتی خاک!
بهار که بیاید...

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

کیمیا

پنجشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۰، ۰۸:۳۱ ب.ظ

عصاره همه ناگفته های پراکنده ای که مدتی ست در ذهنم چرخ می زنند یک حقیقت است ؛ در سینه این تکه از زمان، رازی نهفته است، و احساسات گنگ این روزها به همان راز مربوط اند؛ دلتنگی، بیقراری، اندوه، انتظار، دل شکستگی...

گاهی که این سربازان انفعال و افسردگی به سویم هجوم می آورند و عرصه را برخود تنگ می بینم، این جمله سحرانگیز قرآنی که بخشی از کیمیای اهدایی آیت الله نخودکی (ره) به مرحوم امام خمینی ست، برایم آرام بخش و لذت آور و امید آفرین است؛

وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجعَل لَّهُ مَخرَجًا...

(هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند...)

شاید تعبیر دیگر آیه این باشد که؛ تو وظیفه ات را درست انجام بده اما بگذار خدا همه چیز را درست کند...

  • باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی