واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

آهای روزگار!
انگار فراموش کرده ای؛
قلبها هم پاییزی می شوند،
وقتی فصل عاطفه کوتاه می شود!

همین گونه بگذر، حرفی نیست؛
قلب من هم روزی جوانه خواهد زد،
از مشتی خاک!
بهار که بیاید...

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

منتقدان دلسوز را به حساب بیاورید

دوشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۱، ۰۷:۳۱ ب.ظ

درست، در همان دوره ای که رهبر انقلاب از دولت اصلاحات بنا بر رسم معمول سیاسیشان تمجید می کردند، منتقدی نظیر آقای مصباح، تغییرهویت فرهنگی، واقدامات ضد فرهنگی و مغایر با دین کارگزاران و متصدیان فرهنگی دولت را به چالش می کشید و بی آنکه وقعی به هتاکی مخالفین بگذارد احساس خطر در مقوله معنویات و فرهنگ را آنطور که می توانست به جامعه منتقل میکرد.

ماحصل این مجاهدت، برخورد هتاکانه ای بود که با او صورت گرفت. در تایید و حمایت از ایشان، رهبر انقلاب آن جملات معروف را که همه میدانند فرمود. (اما هدف در اینجا دفاع از آقای مصباح نیست. از آقای مصباح صرفا به عنوان یکی از مصادیق منتقدان دلسوز، ذکری شده است)

معنای چنین برخوردی از سوی رهبری چیست؟ هم تقدیر از دولت، هم تمجید از منتقدی که به عملکرد بخشی از دولت اعتراض می کند؟ آیا این به این مفهوم نیست که کلیت دولت دارای جهت گیری درستی است، پس باید مورد تقدیر قرار بگیرد، و درعین حال اشکالاتی در بخشهایی از دولت وجود دارد پس نیازمند نقادیست؟

شاهد این ادعا نوع رفتار رهبر انقلاب در هرمقطع ازعمر دولتهای مختلف است که هم تمجید کرده اند، هم انتقاد کرده اند و هم به توجه به انتقادات غیرمغرضانه توصیه کرده اند.

در همان دوره اصلاحات، رهبری درباره علت حمایت از دولت تصریح کرده اند که وظیفه و رویه همیشگی شان حمایت از همه دولتهاست مگر اینکه به واسطه نوع خاص عملکرد برخی بخشها احساس خطر کنند و دست از حمایت از بخش خطر زا بردارند:

من از دولت و یکایک شما دوستانى که در دولت هستید، بى‌حدّ و مرز - اما مشروط - حمایت مى‌کنم؛ ...زبان، عمل، اقدام و به ‌کارگیرى همه امکاناتى که در اختیار من است، مشمول این حمایت خواهد بود...اگر من ببینم و تشخیص دهم ...وزارتخانه ‌اى راهى برخلاف راه صحیح حق ...حرکت مى‌کند، دیگر از او حمایت نخواهم کرد؛ اگر لازم شد، با او مقابله هم مى‌کنم. این وظیفه شرعى و قانونى من است.(بیانات در دیدار رئیس جمهوری و اعضاى هیأت دولت - ۱۳۸۰/۰۶/۰۵)

این رییس جمهور مورد حمایت رهبری، همانی است که ما همواره در تحلیلهایمان از دوران اصلاحات، مشکلات پیش آمده ، خصوصا ناهنجاری های فرهنگی کشور را به تعلل او و متصدیان فرهنگی اش منسوب می کنیم.

...

دراین جملات تاکید رهبری بر موظف بودن به حمایت از دولت با وجود انتقاداتی که به دولت وارد است، تبیین شده است و از طرف دیگر به قابلیت طرح و یا لزوم ارائه انتقادات به عناصر دولتی تصریح شده است. به عبارت دیگر؛ رهبر انقلاب در قضاوت دولتها، ضعفها و قوتها را همواره کنار هم می بینند و عتاب و تقدیر توامان می کنند؛ این چنین نیست که محاسن دولت راه نقد را بر دولت ببندد:

چه در آن مواردى که کارى را که دولت انجام مى‌ داده است، به تمام معنا قبول داشتم و به آن معتقد بودم و چه در مواردى که بخشى از مجموعه برنامه دولت را قبول هم نداشتم - اتّفاق هم افتاده است که در مجموعِ برنامه دولت، من به گوشه‌ اى از کار اعتقادى نداشتم. این جاهایى هم که اعتقاد نداشتم، گاهى به این صورت بوده است که لازم مى‌دانستم اظهار نظر قطعى بکنم و تغییر آن را بخواهم. گاهى هم نه؛ در این حد لازم نمى‌دانستم، بلکه نظر پیشنهادى داشتم، مطرح مى ‌کردم و مورد توجّه قرار مى ‌گرفته، اقدام مى‌شده یا نمى‌شده - در همه این احوال خودم را موظّف مى‌دانستم که از این دولت - که یک دولت حقیقتاً خدمتگزار و با ایمان و داراى حسّ خدمتگزارى و دلسوزى نسبت به مردم بوده است - حمایت کنم. این، وظیفه ماست.(بیانات درباره دولت سازندگی، در دیدار رئیس‌ جمهور و اعضای هیأت دولت - ۱۳۷۶/۰۵/۰۹)

به علاوه تمجید از دولت به معنای رد اشتباهات بخشهایی از آن نیست:

من وظیفه‌ام است که از شخص جناب آقاى خاتمى به عنوان رئیس جمهور محترم و دولت به صورت کلّى دفاع کنم و شما بدانید که دفاع خواهم کرد. نه این ‌که در مقابل دشمنان دفاع مى‌ کنم؛ حتّى در مقابل انتقادهاى غیر صحیح دوستان - یعنى عناصر داخلى و عناصر مؤمن و عناصر خودى - دفاع مى‌کنم؛ اما این به معناى آن نیست که دولت نباید در درون خود به نقد عملکرد خودش بپردازد.(بیانات در دیدار رئیس‌ جمهور و اعضای هیأت دولت - ۱۳۷۸/۰۶/۰۲)

...

و باز این همان دولت سازندگی است که در دیدگاه ما - که حامی پروپا قرص شعارهای آرمانخواهانه دکتر احمدی نژاد برای بازگشت به حیات انقلابی و آرمانی بوده ایم – ماحصلی جز تخریب اقتصاد و افزایش فقر و گسترش تجمل نداشته است:

من نمى‌ خواهم بگویم که همه آرزوهاى ما برآورده شده است. از قبیل مسائل مربوط به عدالت اجتماعى و مسائل مربوط به قشرهاى گوناگون، کارهاى زیادى وجود دارد که بایستى به مرور انجام گیرد ...ولى آنچه که برعهده این دولت (سازندگی) بود و در طول هشت سال در زمینه بازسازى مى‌ توانست انجام بگیرد، بحمداللَّه به بهترین وجهى انجام گرفته است.(بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت خاتمی - ۱۳۷۶/۰۵/۰۹)

کدام یک از ما - که سایه هاشمی را، به واسطه مشکلاتی که در دوره ریاستش بر دستگاه اجرایی برای کشور به وجود آورده، با تیر میزنیم - باور می کنیم که رهبر انقلاب با آن قرابت مبیّن فکری با احمدی نژاد، چنین جملاتی را درباره هاشمی فرموده باشند:

بحمداللَّه امروز دولت از امتیازات بزرگى برخوردار است؛ یک دولت مردمى و یک دولت باایمان است، که حرکت و تلاش یکایک افراد آن، متکى به یک اعتقاد و یک ایمان صادقانه و خالص است؛ دولتى که حقیقتاً براى مردم دل مى‌سوزانَد و درصدد است که براى آنان کار بکند. این را ما در کارهاى شماها بوضوح مشاهده مى‌کنیم و مى‌بینیم که شماها حقیقتاً درد مردم را دارید و تشنه‌ خدمت به مردم محروم هستید. این امتیازات، امروز جزو امتیازات استثنایى دولتهاست.(بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت - ۱۳۷۰/۰۶/۰۳)

 

نوع منشی که رهبر انقلاب در برخورد با دولتها در پیش گرفته اند میتواند این مفاهیم را تداعی کند:

اولا حمایت از همه دولتها با هر درجه از قرابت فکری که با رهبری دارند جزء وظایف رهبریست. اما مسلما دولتی که همخوانی بیشتری با اصول وارزشهای انقلاب دارد سهم بیشتری از تقدیر و تحسین دریافت میکند.

ثانیا ضعف در همه دولتها وجود دارد وانتقاد از دولت نه تنها امر قبیحی نیست بلکه وقتی نقد اصولی وغیر مغرضانه باشد ضروری نیز هست.

ثالثا انتقاد از دولت به مفهوم زیر سوال بردن کلیت آن و متهم کردن کل مجموعه نیست؛ یعنی منتقد منصف نمیتواند خدمات را به بهانه موارد ضعف، نادیده بگیرد و چنین نیز نمی کند:

چنانچه ملاحظه شده است، بعضى اوقات افرادى از بعضى از مسؤولین انتقاد مى‌کنند - نسبت به بعضى از چیزها - انتقادها نباید به معناى نفى خدمتها و کارهاى انجام شده، باشد. انتقاد به جاى خود محفوظ است؛ باید خدماتِ اشخاصى که خدمت و تلاش خالصانه کرده‌اند، مورد نظر باشد. هیچ گاه انتقاد، به معناى نادیده گرفتن خدمات و کارهاى بزرگ نیست.(بیانات در دیدار رئیس‌ جمهور و اعضای هیأت دولت - ۱۳۷۶/۰۵/۰۹)

این بیان آقای مصباح چیزی در تایید همین مطلب است:

امروز ما با دو مسأله مواجه هستیم، از طرفی باید قدردان خدمات دولت باشیم و از طرفی باید از رسوخ انحرافات فکری جلوگیری کنیم.(۱۳ ۹۰/۰۲/۲۱)

رابعا نباید با توسل به حمایت رهبری از دولت، راه انتقاد بر دولت را بست.این مسئله به طور واضح در مشی خود رهبری قابل مشاهده است؛ آنجا که خود به انتقاد از برخی از عملکردهای دولت فعلی پرداخته اند با این وجود که تمجیدهای رهبری از این دولت به اعتراف دوست و دشمن  بیش از سایر دولتها بوده است:

سعى کنید دچار حاشیه‌ سازى‌هاى مسئله‌ دار نشوید... دولت هم نشان داده که اهل خطرپذیرى و وارد شدن در میدانهاى کار و با همه‌ وجود کار کردن و وارد میدان شدن است؛... با این اوضاع و احوال، واقعاً شایسته و سزاوار نیست که حواشى‌ اى به وجود بیاید؛ حالا چه حواشى‌ اى که خود شما گاهى اوقات بى‌ توجه به وجود مى‌آورید، چه آنهائى که دیگران به وجود مى‌ آورند و شما هم تسلیم آنها میشوید؛ از این حواشى باید پرهیز کرد. (بیانات در دیدار رئیس‌ جمهوری و اعضای هیئت دولت - ۰۶/۰۶/۹۰) 

خامسا شنیدن انتقاد و ترتیب اثر دادن به آن جزء وظایف دولت است و نباید در مواجهه با آن با لجبازی یا انگ زدن به منتقدین یا بی اعتنایی به انتقادات، انگیزه برخورد اصلاحگرایانه را سلب کرد:

در کنار علاقه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مندان به رئیس جمهور محترم ..یک دسته مخالفان عصبانى و زخم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خورده هستند. مطمئناً اینها در این دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى چهارساله، در مقام معارضه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ با دولت برخواهند آمد... لیکن یک دسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ دیگر هم هستند که اینها جزو نظامند، با رئیس جمهور، با نظام هیچ دشمنى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى ندارند؛ ممکن است منتقد باشند. این منتقدان را بایستى به حساب آورد؛ نظرات آنها را باید شنید؛ آنچه که قابل فهم است، قابل قبول است، آن را پذیرفت.(مراسم تنفیذ حکم دهمین دوره ریاست جمهورى - (۱۳۸۸/۰۵/۱۲)

چند نکته:

در دیدار اخیر رهبری با هیئت دولت و تقدیر و تحسین خدمات دولت عده ای نوک پیکان کنایه های نیش دار خود را متوجه کسانی کرده اند که در ادبیات سیاسی این عده، اقتدارگرا نامیده می شوند. بهانه این حملات، تمجید رهبری از دولت بوده است، اما باید گفت:

اولا منتقدین؛ آنها که درکلام رهبری در شاخه دوستدار نظام و دلسوز دولت قرار می گیرند به کدام یک از صفات مثبت دولت که از سوی رهبری مورد تمجید قرار گرفت انتقاد کرده اند که حالا مورد هجمه قرار گرفته اند؟ کدام یک، در ساده زیستی رئیس دولت، عدالت طلبی و تلاش برای عدالت گستری دولت، خدمت به محرومین، و...تشکیک کرده اند. کدام یک، تلاش دولت برای احیای شعارهای انقلاب را زیر سوال برده اند؟ اعتراضات به بروز تخلفات در بخشهایی از دولت و نیز عملکرد گروههایی از این مجموعه بوده است که با انتساب به دولت و تخلف از قانون یا زیر پا گذاشتن مصالح، کل خدمات دولت را تحت الشعاع قرار داده اند، و مع الاسف رئیس دولت همواره به اینگونه اعتراضات بی اعتنا بوده است ؛ در حالیکه مقام معظم رهبری توصیه به توجه به انتقادات کرده اند:

...این منتقدان را بایستى به حساب آورد؛ نظرات آنها را باید شنید؛ آنچه که قابل فهم است، قابل قبول است، آن را پذیرفت.

دوم اینکه ، تعمیم انتقادات منتقدین، به کل دولت بر چه اساسی صورت می گیرد؟ آیا این کار راهی برای تطهیر خطا کاران است، تا با مستمسک حمایت رهبری از کلیت دولت، زمینه حذف منتقدان بی غرض از میدان سیاست فراهم شود؟

نکته به شدت سوال برانگیز این است که چرا دولت به استخدام افراد مسئله دار یا ادامه کار آنها این همه اصرار می ورزد؟!

گاهى بعضى از اعضاى دولت یک کلمه حرف مى‌ زنند یا موضعى اتّخاذ مى‌کنند، بعد مى‌بینید که یک مسأله سیاسى در کشور درست مى‌شود. یک حرف بیخودى که لزومى نداشت گفته شود، گفته مى‌شود؛ بعد همان را رادیوى خارجى و رادیوى داخلى و فلان روزنامه بنا مى‌کنند به کش دادن. ...نگذارید آن فضا به وجود آید. در وزارتخانه‌ها هم آدمهایى را که این‌طور حرکت مى‌کنند، نیاورید. من به بعضى از دوستان راجع به این قضیه سفارش کرده بودم، اما گوش نکردند؛ لذا نتایج خوبى به بار نیامد. البته در این زمینه‌ها بناىِ بر الزام و تأکید ندارم. به بعضى از افراد یک نصیحت دوستانه و برادرانه مى‌کنم که اگر عمل کنند، به نفع خودشان است. بعضى عمل مى‌کنند، بعضى هم متأسفانه عمل نمى‌کنندآدمهاى مسأله ‌دارِ جنجالىِ وابسته به فلان جناح و فلان حزب را نیاورید؛ اینها بروند کار خودشان را جاى دیگر بکنند.(بیانات در دیدار رئیس جمهوری و اعضاى هیأت دولت  - ۱۳۸۰/۰۶/۰۵)

چرا دولتی که این همه بر قانون گرایی تاکید می کند و از تخلف از قانون گله مند است، نسبت به برخی تصمیمات قانونی، این همه مقاومت نشان می دهد؟ چرا بر ماندن یک عنصر متهم به ارتکاب برخی جرایم (نه لزوما مجرم) در مجموعه دولت، این همه پافشاری می کند؟

آیا نمیشود از قابلیت اشخاص بی حاشیه در تصدی امور دولت بهره برد تا محیطی دور از التهاب و جنجال، برای خدمت رسانی بیشتر مهیا شود و حداکثر بازدهی از فعالیتهای دولت حاصل شود؟ آیا همه هم و غم دولت خدمت رسانی حداکثر به ملت نیست؟

به هر حال راه انتقاد بر دولت بسته نیست؛ خطا همچنان وجود دارد و تمجید رهبری از دولت نمیتواند بهانه معقولی برای مقابله با نقادی باشد چرا که وظایف هرکس در حیطه قانونی و عرفی تعریف شده ای معنا پیدا می کند.

طریقه معقول این است که توصیه های انتقادی منصفانه، در مشی دولت لحاظ شود تا خدمات، در کیفی ترین شکلش به ملت ارائه گردد.

نکته آخر: هیچکس نمی تواند منکر این قضیه باشد که انقلابی ترین و اصولی ترین و ارزش مدارترین دولت پس ازانقلاب هم نیازمند انتقادات راهگشاست تا در سایه آن، مسیر پیشرفت را با کمترین استهلاک طی کند.

  • باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی