واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

حجم انبوهی از کلاغها
روی پشت بامها نشسته اند
و هیاهوی پریشانشان
دیوار صوتی شهر را شکسته است
پدر بزرگ سالها پیش می گفت:
کلاغها شهروند خرابه ها هستند
و از جعبه شانس نظم نوین جهانی
تنها پروپاگاندا را برای خود برداشته اند:
غارغار متراکم، با فرکانس برون مرزی...
بچه های کوچه پشتی با هیجان کلاغها را به هم نشان می دهند و با همهمه می گویند:
این یک نافرمانی مدنی با طعم آشوب است
آنها دارند به چیزی اعتراض می کنند
مادرم می گوید:
من فکر می کنم هجوم این همه کلاغ به شهر معنادار است
شاید خانه خراب شده اند!
پدرم با اطمینان معتقد است:
آنها دارند کانون تمرکز را از چیز دیگری به اینجا شیفت می دهند
حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است
من
داستان قدیمی کلاغ و روباه را در ذهنم مرور می کنم...
زن همسایه لبخند رنگ پریده ای می زند و می گوید:
هیاهو به زودی تمام می شود
اما
رو سیاهی سرنوشت محتومی ست که برای کلاغها نوشته اند

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

بیدار شو، قطار رفت!

يكشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۱، ۰۸:۳۱ ب.ظ

 آقایان تورم 50 درصدی زمان خود را نمی بینند و از اینکه این ضایعه اقتصادی مدام یاداوری شود گلایه مندند. به له شدن مردم زیر چرخهای سنگین اقتصاد توسعه محور اشاره ای نمی کنند، آنوقت دلسوز شرایط اقتصادی کشور شده اند و چپ و راست از مدیریت ایراد می گیرند.

کسی منکر اشتباهات این دولت نیست، اما وقتی کسانی سالها، در دولت خود، عدالت را قربانی توسعه می کنند، شکاف فقیر و غنی را تعمیق می کنند، و یک مشت مرفه بی درد تنیده در قدرت درست می کنند که دنباله هایشان درهمه پیچ وخم های اداره مملکت وول می زنند، و درعین حال، هنوزهم دوره خودشان را گل و بلبل می بینند و همه خوبیهای مملکت را متعلق به دوره خود میدانند، اشرافیت توسعه یافته در سیستم مدیریتی شان را از یاد برده اند، و حالا از اسراف گلایه می کنند و برای  اقتصاد، نسخه می پیچند و برای مردم اشک...می ریزند، قلب آدم درد می گیرد و فشار خونش بالا می زند...

نمیدانم از 84 به این طرف کدام رویه مثبت را در حمایت از ترمیم نواقص مملکت در پیش گرفتند - غیر ازاینکه رجال و نساء خانواده، علیه مصالح مملکت بسیج شدند و هر روز به گسترش  بحران کمک کردند!- که حالا دلسوز امور مملکت شده اند، و خواهان بازگشت به " مسیراولیه " اند.

پدرجان! یعنی ما آنقدر ببوگلابی هستیم که به بازگشت به " مسیری که از اول بودیم" رضایت بدهیم؟! ملت قطار انقلاب را در بیراهه ای پیدا کرد که از جاده عدالت فرسنگها فاصله داشت!

به کدام مسیر برگردیم؟ یعنی مروجین اقتصاد لیبرالی را به لوکوموتیو برگردانیم؟! اشرافیت را پاس بداریم؟! پایمان را روی شانه پابرهنه ها بگذاریم و اینجا هم وال استریت درست کنیم؟! یعنی - با اذعان به معضلات بزرگ اقتصادی که ناشی از سوء مدیریت و اقدامات خرابکارانه توامان است - بیخیال عدالت و پیشرفتی بشویم که در کلام رهبری این طور تمجید و تایید می شود:

" در زمینه‌ خدمات اقتصادى، ده‌ها هزار خانه و مسکن ساخته شد و در اختیار مردم قرار گرفت. این آمارها، آمارهاى بزرگى است؛ آمارهاى مهمى است. مسکن روستائى ساخته شد، جاده‌ها ساخته شد، بزرگراه ها و آزادراه‌ ها ساخته شد. اینها طلیعه‌ دهه‌ پیشرفت و عدالت است."

 

صحبت از انتخابات ریاست جمهوری آینده که می شود، می گویند: " آن کسانی که صلاحیت دارند، حق نامزدی داشته باشند و انتخابات هم سالم انجام شود و نظارت درست انجام شود... در آن صورت مردم پشتیبان نظام می‌مانند."

آقایان هنوز هم همزبان با اهالی فتنه و به سیاق دوره چند ماهه فتنه، به سلامت نظام خدشه میکنند و خلاف آنچه که رهبری درباره اعتماد مردم به نظام فرمود و مردم نیز، هم با حضور در انتخابات وهم در حضور میلیونی 9 دی، اثبات کرد، در پشتیبانی مردم از نظام تردید می کنند؛ چشمها را بسته اند و گوشها را گرفته اند، و فقط انعکاس توهماتشان را می شنوند.

اگر با اعتقاد و ایمان میگویید که " راهکارها را از طریق رهبری می‌بینم. در این شرایط غیر از ایشان کسی نمی‌تواند مسائل را به مسیر برگرداند"، پس این همه خلاف نظر رهبری به مصالح مملکت نتازید و آب به آسیاب دشمن نریزید و بحران سازی نکنید.

فی امان الله!

...

برادر! تو هم از کهف بیرون بیا و خوب اطرافت را نگاه کن، زمان و مکان هر دو عوض شده اند، قطار سرعت گرفته و مناظر پیش رو تغییر کرده اند؛ از آن روزهای دقیانوسی، که اقتصاد را سوار بر حلزون جابجا میکردند سالها گذشته است؛ سوخت قطار انقلاب را غنی سازی کرده اند و به سرعتش افزوده اند؛ محرومان، دیگر از آنها که محافظه کارانه به تونل عدالت نزدیک می شوند خسته اند.

رابین هود درونت را بیدار کن؛ بگذار پرنس جان زودتر از نفس بیفتد!

  • باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی