واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

آهای روزگار!
انگار فراموش کرده ای؛
قلبها هم پاییزی می شوند،
وقتی فصل عاطفه کوتاه می شود!

همین گونه بگذر، حرفی نیست؛
قلب من هم روزی جوانه خواهد زد،
از مشتی خاک!
بهار که بیاید...

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

من نمک نشناس نیستم!

دوشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۱، ۰۸:۳۱ ب.ظ

نتیجه اصطکاک بین دولت و مجلس؛ آنجا که علنا یکدیگر را محاکمه می کنند و آب به آسیاب دشمن می ریزند خیانت است.

خیانت را در مجلس امثال آن نماینده بی هویتی کلید می زنند که کار عمده اش التهاب درست کردن به هر بهانه ممکن و متمرکز کردن رسانه ها در نقطه التهاب است.

 بعضی آدمها در آرامش، دیده نمیشوند و همه هویتشان در بلبشویی است که آنها را کانون توجه می کند.

سهم مجلس از خیانت به آرامش جامعه را این آدمها درست می کنند.

داستان هزار و یکشب انتصاب مرتضوی عجالتا مستمسک امثال این نماینده مجلس است. رضای خدا هم که خیلی وقت است به مرخصی رفته و ظاهرا قرار نیست به این زودیها سرو کله اش پیدا شود.

اما مشی مجلس و دولت آنجا که با هم سروکار پیدا می کنند بر یک اصل مبتنی است: قدرت نمایی

اینکه دولت به هر طریق در صدد حفظ مرتضویست و مجلس به هر طریق در صدد حذف او از مجموعه دولت است چه توجیهی غیر از قدرت نمایی میتواند داشته باشد. اگر قانون مداری سهم خودش را ایفا می کرد، این تنشهای گاه و بیگاه هم پیش نمی آمدند و تمرکز بر حل مشکلات اساسی و اصلی، نتایج بهتری عاید کشور میکرد.

چرا در شرایطی که فشار خارجی دست بردار نیست و مزدوران بی صفت داخلی هر چیزی را بهانه کوبیدن نظام می کنند، وانگلهای وطن فروش بی حیثیت کیسه فرصت طلبیشان را پر می کنند، و عده ای زبون و پست فطرت به بهانه مشکلات اقتصادی، کینه هایهشتاد و چهاری شان را تخلیه می کنند و ... فرصت های طلایی همکاری دولت و مجلس، به بهانه رفع و رجوع مسئله ای به این شدت فرعی و بی اهمیت سوزانده می شود؟

مچ گیری از رییس مجلس و ضایع کردن او برای ایجاد انفعال در مسئله استیضاح، کارغیرمنصفانه ای بود، استیضاح وزیر کار در شرایط فشردگی کار دولت و مشکلات متعدد پیش رو، بیرحمانه بود، بی حرمتی به مهمان مجلس - صرف نظر از آن بخش از جوابیه رییس مجلس که سعی در پاسخگویی قانونی به اشکال قانونی رییس جمهور داشت - و لحن تمسخرآمیز در مشایعت رییس جمهور، ناجوانمردانه بود...

و زور آزمایی دولت و مجلس در انظار، بر سر یک مسئله دست چندم، و فربه کردن رسانه های مزدور داخلی و خارجی کار خائنانه ای بود ...

خیانت یعنی همینکه دشمن را به همراهی ات با او امیدوارکنی و دل رهبر و ملتت را برنجانی!

یعنی به آن کهنه سیاستمدار فرصت طلبی که دولت تکنوکراتش تورم را به 49 درصد رسانده بود و فاصله فقیر و غنی اش قابل محاسبه نبود جرات بدهی که برای وضعیت اقتصادی مملکت نسخه بپیچد!

یعنی از قبل غفلت تو، آدمهای مفلوکی که در خرداد 84 از مردم تودهنی خوردند و نمایش خیانت و وطن فروشی شان را همه مردم دیدند جرات عرض اندام دوباره پیدا کنند...

بگذریم...

حرفم این است که سکوتم از بی تفاوتی نیست، از افسرده حالی ای است که مدتیست گریبانگیرم شده و کلیدش در شب آزادی مهدی هاشمی خائن زده شد؛ وگرنه من نمیخواهم "کمپلکسِ فشرده ای از بی انصافی و نمک نشناسی و بی چشم و رویی و حرملگی و گربه صفتی و ناجوانمردی و پستی و حماقت و موقعیت نشناسی" باشم و اینطور نیستم.


  • باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی