واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

اندوه، خوب کنج دلم لانه کرده است
دلتنگ رفتن ام
مشتاق پر زدن
اما نمی شود
گویا کسی بال و پرم را شکسته است
پاهام بسته است...

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

غربت ، و استقامت...

سه شنبه, ۴ تیر ۱۳۹۲، ۰۷:۳۱ ب.ظ

جمهوری اسلامی، برای انجام رسالتی که برایش به وجود آمده است، به مردان بی ادعا احتیاج دارد، به مردانی که در بی ادعاییشان هم ادعایی نداشته باشند.

به مردانی که اهل حزب بازی نباشند، نتیجه نامطلوب حزب بازی، قدرت طلبی ست. حزب، حتی اگر مردم باشند، وقتی پای سیاست زدگی به میان بیاید، نتیجه اش قدرت طلبی ست. خدمت به اسلام و عرضه کردن و شناساندن آن به همه جهان، با قاطی شدن در بازی قدرت ممکن نیست.

در خدمت به جمهوری اسلامی باید بی ادعا بود، و بی ادعایی هم قاعده خودش را دارد؛ مبارزه، تا جایی که حرفی از تو در میان نباشد، تا آنجا که حرفی از اثبات خودت نباشد، تا آنجا که دفاع از خودت، بر دفاع از جمهوری اسلامی ارجح نباشد!

محور حزب باید خدمت به اسلام و- مصداق این زمانی اش - جمهوری اسلامی باشد. محور برادری و وحدت باید این باشد تا آن خدمت شکل بگیرد. سیاست بازی انقلاب و دوستان انقلاب را تنها می گذارد.

امام خمینی اهل این حرفها نبود، اهل ادعا کردن نبود، اهل ادعای بی ادعایی نبود، همه زندگی پیرمرد، اسلام بود و نظام جمهوری اسلامی، که حفظ آن، اوجب واجبات بود، حفظ اسلامی بود که حتی امام زمان سلام الله علیه هم به خاطر حفظش فدا می شود.


رهبر مقتدر نظام، کدام خط برجسته، جز دفاع از انقلاب و مردم و جمهوری اسلامی، و مبارزه با استکبار، و دفاع از مظلوم، و موضع گیری عزتمندانه در برابر حملات دشمنان اسلام را محور مواضع خود قرار داده است، کدام ادعا؟ کدام دفاع از خود؟

کدام اتفاق، او را از ایستادن پای جمهوری اسلامی ناامید کرده است؟ کِی از دفاع از انقلاب دست برداشته است؟ کِی از دفاعش از مردم و جمهوری اسلامی احساس تغابن کرده است، با آنکه کم تهمت نخورده است، کم توهین نشنیده است، کم تحت فشار زیاده خواهان نبوده است. 

مگر می شود برای آرمان مقدسی به نام اسلام، آنجا که باید، سکوت کرد، رنج کشید و زخم برداشت... و احساس تغابن کرد؟!

مگر می شود از تنها ماندن در میدان بزرگ مجاهدت برای اسلام، و مقاومت و استقامت در راه تثبیت ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی، ترسید یا مایوس شد یا احساس تغابن کرد؟!

مگر می شود از هزینه کردن خون و جان و آبرو برای اسلام احساس تغابن کرد؟!

  • باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی