واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

آهای روزگار!
انگار فراموش کرده ای؛
قلبها هم پاییزی می شوند،
وقتی فصل عاطفه کوتاه می شود!

همین گونه بگذر، حرفی نیست؛
قلب من هم روزی جوانه خواهد زد،
از مشتی خاک!
بهار که بیاید...

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

چوپان دروغگو

جمعه, ۲۷ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۳۱ ب.ظ

روزهاست

صدای خوش نی لبک

مدام

در کوچه های ساده ی دهکده می پیچد

تا مردم ده باور کنند

حال گوسفندها خوب است

و ملالی نیست...

 

گرگهای فرتوت و نا امید

پشت کوه عروسی گرفته اند

و گوسفندها را دریده اند

تا دین خود را به چوپان ادا کنند؛

چوپان با گرگها معامله کرده است:

نی لبک در مقابل غذا

 

هنوز هم

صدای خوش نی لبک 

در کوچه های غبارآلود دهکده می پیچد

و مردم ساده ی ده

بی خبر از همه جا

برای سلامت چوپان دعا می کنند!

  • باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی