واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

آهای روزگار!
انگار فراموش کرده ای؛
قلبها هم پاییزی می شوند،
وقتی فصل عاطفه کوتاه می شود!

همین گونه بگذر، حرفی نیست؛
قلب من هم روزی جوانه خواهد زد،
از مشتی خاک!
بهار که بیاید...

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

شرح بی اویی...

شنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۲۴ ب.ظ

امسال

جاده ی شمال، مرده بود

تا انتهای آخرین پیچ هایش

و غربت

روی کوه هایش روییده بود؛ بلندِ بلند

پدرم

عاشق جاده های شمال بود

 

امسال

جنگل، به رنگ خاکستر بود

و سایه های دلتنگی

ارمغان درختان بلندش بود؛ سردِ سرد

پدرم روح جنگل بود

و هر جا قدم می زد

جاده های شمال سبز می شدند

و در چشمانش

امتداد جنگل به آرامش دریا می رسید

یادش به خیر؛

پدرم چه سرسبز بود...

  • باران

نظرات  (۱)

سایت بسیار خوبی دارید.

امیدواریم به سایت خبری تحلیلی ماهم سربزنید.

panabosh.blog.ir

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی