واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

...
حالا همه چیز به اعتدال نزدیک تر است؛
هم از رکود عبور کرده ایم!
هم از روی خون تکنولوژیست ها،
بچه های انقلاب به نیویورک رفتند
و بچه های انقلابی به جهنم!
و عقلانیت! به پاستور برگشت...

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

باز هم انقلاب باید کرد

سه شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۹ ق.ظ

آه از این روزگار وارونه از عِقابی که بی سبب برسد

تو نجابت نشان بدهی مدح و تحسین به بی ادب برسد

صبح تا شام فعلگی بکنی تنت از فرط کار له بشود

دستمزدت دوباره گم بشود تنگدستی به نان شب برسد

نانت آجر شود برَوی با دل خسته اعتراض کنی

یکی از سمت راست حمله کند یکی از سمت چپ برسد

کارگر باشی و کتک بخوری کارفرما پز ادب بدهد

قاضی انصاف را رها بکند درد شلاق از عقب برسد

داستان هزار و یک شبمان جنگ بین عدالت و ستم است

باید از رنجها شکسته شوی باید انگار جان به لب برسد

آه، از این فصول حزن انگیز باید این روزها گذر بکنند

باز هم انقلاب باید کرد نور باید به نیمه شب برسد

  • باران

نظرات  (۲)

زیبا و متفاوت بود..
پاسخ:
ممنون، لطف دارین
سرشار از استعداد... شکفته و نهفته
پاسخ:
ممنون، شرمنده می کنین

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی