واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

قلبها هم پاییزی می شوند،
وقتی فصل عاطفه کوتاه می شود...

بگذار زمان همین گونه بگذرد،
حرفی نیست؛
قلب من هم روزی جوانه خواهد زد،
از مشتی خاک!
بهار که بیاید...

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۲ ثبت شده است

۱۹
فروردين

 هر چه عموم مردم بر آن اتفاق یابند لزومآ حقیقت و عدالت نخواهد بود و «اکثریت آرا» ضرورتآ متمایل به جانب حق وعدالت نیست، چنان که در دوران رایش سوم، راسیسم هیتلری امری بود که اکثریت مردم آلمان بر آن به اتفاق رسیده بودند. رای اکثریت مردم لزومآ «محترم» نیست و اگر قاعده حکومت ها بر این قرار گرفته است، نه به آن دلیل است که توافق اجتماعی بر امری معین، میزان [تشخیص] حق از باطل است، بلکه به آن علت است که توافق اجتماعی لازمه ایجاد و بقای حکومت هاست.

 

تنها توافق اجتماعی ماندگار دین است، اگر چه تجربه نشان داده است که امور دیگری نیز می توانند برای مدتی کوتاه مردمان را به اتحاد و اتفاق و اتخاذ یک طریق و یا حکومت واحد راهبر شوند. تمدن غرب، حکومت های ناسیونالیستی و انقلاب کمونیستی روسیه شواهدی در تایید این مدعا هستند که اگر چه وفاق اجتماعی می تواند بر امری مغایر و حتی متضاد با «حکم فطرت و عهد ازلی انسان» - یعنی الست بربکم قالوا بلی - واقع شود، اما جز برای مدتی کوتاه پایدار نیست.

رویکرد به ولایت فقها مقتضای فطرت دینداری است و این امری است فراتر از مباحث فقهی گوناگون که در رد و یا اثبات ولایت فقها انجام میگیرد. انسان دیندار یا خود به اجتهاد رسیده است و یا از آنان که عالم به دین هستند تبعیت می کند و این وفاق اجتماعی امری است ملازم با دینداری.

هویت دینی و ملی ما یکی است، چنان که ماهیت هر ملت بدون نسبت با دین و معتقدات مشترک تشخص و ظهور پیدا نمی کند و آنان که ناسیونالیسم را بهانه مخالفت با نظام اسلامی کرده اند باید به این پرسش جواب گویند که وفاق اجتماعی ما بر محور ملیت با رجوع به کدام دین محقق خواهد شد؟

شاه معدوم دم از داریوش و کورش بزرگ می زد و ریا کارانه خود را سر سپرده آستان حضرت رضا (ع) می نمایاند، اما اطرافیان شاه و تئوریسین های دروازه تمدن بزرگ در جلسات خصوصی ترشان آداب و آیین های زرتشتیان را نیز فقط در ظاهر احیا کرده بوده اند. آنها نابه خود دریافته بودند که موجودیت یک ملت بدون دین مشترک تحقق نمی یابد و اگر چه در باطن سرسپرده آستان ابلیس اکبر - واضع شریعت جدید - بودند، اما رویکردشان به شکوه و عظمت دوران هخامنشیان و آداب زرتشتیان برای گریز از اسلام بود.

 

از جانب دیگر، نباید پنداشت که گرایش های ملی از هر نوع، منافی وفاق اجتماعی ما بر ولایت فقیه و شریعت اسلام هستند. دیندارترین مردمان وطن دوست ترین مردمانند و"حب الوطن من الایمان" صدق محض است. تمامیت ملی ما را نیز در جنگ هشت ساله، مؤمن ترین مردمان به دین اسلام حفظ کردند.

داعیان ملی گرایی در جست و جوی  سوراخ هایی برای فرار از ولایت مطلق هستند و این بهانه را پیش کشیده اند. هویت فرهنگی این امت نیز در عین آنکه نسبتی با فرهنگ جهانی دارد و نسبتی دیگر با فرهنگ های محلی و بومی، معین و مستقل است و روشنفکران غرب زده به جای آنکه سرگردانی خود را به این امت نسبت دهند باید در اندیشه علاج خویش از التقاط فرهنگی بر آیند.

.......................................................................

شهید سید مرتضی آوینی / کتاب آغازی بر یک پایان / مقاله وفاق اجتماعی

۰۵
فروردين

"آنچه ما برای رئیس‌ جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی که وجود دارد. این را همه توجه کنند؛ رئیس‌ جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات کسبی و ممکن‌‌الحصول رئیس‌ جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد... ما در سلسله‌‌ی دولتهائی که پشت سر هم می‌آیند، باید رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تکامل باشیم، تدریجاً بهترینهای خودمان را بفرستیم؛ هر کسی می‌آید، پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد."

 

به نظر می رسد این بخش از بیانات رهبرانقلاب، متضمن چنین مفاهیمی است:

1- عقبگرد منطقا ممنوع است. درست این است که گفتمان و منشی که سوم تیر 84 نقطه عطف و محفل احیای مجدد آن بود ادامه پیدا کند. آرمانهایی که در سوم تیر فریاد زده شد، بخاطر آوردن دوباره ی انقلاب و ارزشهایی بود که بعد از پیروزی، در کش و قوس سیاستهای بعضا ناسالم اداره کشور، کم کم به فراموشی سپرده شده بود. مخاطب خاص این پیام احزاب و اشخاصی هستند که به بهانه اشتباهات دولت کنونی، عقبگرد از مواضع انقلابی و بازگشت به گذشته را راه حل  مشکلات کشور قلمداد کرده و بارها آن را در محافل مختلف تکرار کرده اند. 

 

2- درجا زدن منطقا ممنوع است. انتخاب کاندیدایی که منتخب دولت است درجا زدن و باقی ماندن بر وضعیت کنونی است. مسلما دولت از کاندیدایی حمایت میکند که دغدغه های دولت کنونی را دارد، درامتداد دولت کنونی قدم بر میدارد، و به عبارت بهتر منطبق بر دولت فعلی است، و این یعنی نقاط قوت و ضعفش ، نقاط قوت و ضعف دولت فعلی است. شواهد هم نشان داده اند آنها که بیشتر مورد اقبال دولت بوده اند کسانی هستند که اغلب، دولت را تایید، و ضعفهایش را توجیه کرده اند.

انتخاب کاندیدایی که مورد حمایت دولت است، تغییری در وضعیت اجرا ایجاد نخواهد کرد، و فقط پوسته دستگاه اجرایی با کپی برابراصل عوض خواهد شد تا دولت دهم همچنان مستدام باشد.

بهترین مصداق برای این شیوه مدیریت اجرایی، داستان آشنای پوتین و مدودف است با این تفاوت که شاید دراینجا بیش از یک مدودف برای عرضه، تدارک دیده شده باشد.

 

3- ضعفهای عملکردی دولتی که محصول سوم تیر 84 است نباید موجب ناامیدی از صحت و کارایی راه در پیش گرفته شده، و منش سوم تیر باشد. باید به ادامه راه ِ رفته و انتخاب نیروی تازه نفسی مبادرت کرد که توان دنبال کردن این مشی را داشته باشد. افقهای نو به ازای ادامه مسیر قابل گشایش هستند. بنابراین چراغ انگیزه و امید باید همچنان روشن بماند.

 

4- اولا برآورد درست - و به دور از غرض ورزی - از نقاط ضعف و قوت دولت فعلی، می تواند کمک موثری برای انتخاب گزینه اصلح در انتخابات آینده ریاست جمهوری باشد. ثانیا ضعفها و قوت ها باید توامان دیده شوند؛ یقینا هیچکدام از دولتهای گذشته به اندازه دولت کنونی - و علی الخصوص دولت نهم- در مسیر عملکرد انقلابی و ارزشمدار قرار نگرفته اند. مخاطب این پیام، هم گروههایی هستند که سرچشمه انتقاداتشان را به بغض طرد شدن از سوی مردم، و کنار گذاشته شدن از دایره اقبال آنها، و اغراض شخصی آلوده اند، و هم آنها که با توجیه افراطی عملکردهای نادرست، چشم بر خطاها بسته، و به قوت گرفتن ضعفها دامن زده اند.

5- بیشترین سهم اثربخشی منفی در حرکت رو به جلو، متعلق به ضعف نسبی و لنگ زدن در این مولفه هاست: پایبندی به منافع ملی، پایبندی به نظام اسلامی، پایبندی به عقل جمعی، پایبندی به تدبیر. و دولت آینده باید درصد بالایی از پایبندی به این اصول را به عهده بگیرد تا شایسته انتخاب ملت باشد.