واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

درد دل هایم را
برای خودم ایمیل می کنم؛
from : baran
(baran) ؛to : me
هوای اینباکس ام بارانیِ بارانی ست...

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

۳۱
مرداد

گمان نمی کنم من بعد روز پزشک را از خاطر ببرم. روزی که پیش از این، از حضورش در لابلای مناسبتهای تقویم بی خبر بودم؛ اول شهریور سال قبل برادرم را در روزی که متعلق به خودش بود از دست دادیم.

باید اعتراف کنم از آن روز روحیه ام دگرگون شده و بک گراندی از افسردگی، تاسف، و حسرت همیشه با من است.زندگی سختی را گذراند؛ هم دوران تحصیلش، هم ازدواجش و شاید همه زندگی اش با فراز و نشیب زیادی همراه بود. 

وقتی به تنهایی اش در همه این دوره های سخت فکر میکنم و به غمی که در دل داشت و به زبان نمی آورد، لذتهای زندگی برایم نامفهوم می شوند.

زندگی اش خیلی زود تمام شد اما اندوهی که بر دلمان نشست طولانیست.

پ.ن.......................................

فاتحه ای بخوانید و برایش آمرزش بخواهید.

۱۹
مرداد

حقیقتی که به آن باور دارم؛

زندگی، نوشیدن زهر دغدغه های مقدس، تا سرحد مرگ است.

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی!