واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

دستی دلم را سخت در خود می فشارد،
گاهی که دلتنگم ولیکن همدمی نیست؛
لبخند کمرنگی به لب می کارم؛ انگار
اوضاع بر وفق مراد است و غمی نیست!

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

۱ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

۱۹
مهر

لکه ها را می شمارم:

یک... دو... 

هفت... هشت... نه...

صد... 

صدو سی و نه؛

 

بعد از زمستان

صندلیها را 

باید شست

رنگ یک شنبه ها را 

عوض باید کرد

یک به یک، زغالها را

دور باید ریخت...