واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

دستی دلم را سخت در خود می فشارد،
گاهی که دلتنگم ولیکن همدمی نیست؛
لبخند کمرنگی به لب می کارم؛ انگار
اوضاع بر وفق مراد است و غمی نیست!

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

۱ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

۱۴
دی

بار دیگر

هبل

روی کعبه ی ابراهیم سایه انداخته است

با ورژن جدید؛

صحیفه ای در دست و مشعلی در اوج؛ (آیسیس؛ بنای آزادی)

و قربانی های مستمر

همچنان، رمز بقای ناخدا پرستان اند؛

و امروز

رسول آزادگی 

قربانی شد

پای isis

پای سلمان، بن سلمان، شاهزاده های نامسلمان

اما

شاه سلطان حسین

در ملجأ خداپرستان

آن قدر در خواب مصلحت فرو ماند

تا نا دیپلماتهای انقلابی

ابلیسک های تشنه را سنگباران کردند

و رو سیاهی 

به دیپلماسی ماند!