واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

دستی دلم را سخت در خود می فشارد،
گاهی که دلتنگم ولیکن همدمی نیست؛
لبخند کمرنگی به لب می کارم؛ انگار
اوضاع بر وفق مراد است و غمی نیست!

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

۰۸
شهریور

بلوغ

مهرگیاه نارسی ست

در اینجا

-که سیاست روی دور تند می چرخد

و سالهاست مَحمل آدمکهایی ست

که به یمن چرخیدن در فضا

هنوز کودک مانده اند - ؛

من می دانستم "نسبیت انشتین" فرضیه ی درستی ست،

اما نمی دانستم

برای اثباتش نباید زیاد تقلا کنم

کافی ست یک روز

چشمهایم را ببندم

و بی آنکه از گشتن حول یک محور گیج واهمه ای داشته باشم

سوار چرخ فلک بزرگ شهر شوم

و هر بار که اوج می گیرم

روی آدمهای کوچک آن پایین

آب دهان بیندازم!