واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

آهای روزگار!
انگار فراموش کرده ای؛
قلبها هم پاییزی می شوند،
وقتی فصل عاطفه کوتاه می شود!

همین گونه بگذر، حرفی نیست؛
قلب من هم روزی جوانه خواهد زد،
از مشتی خاک!
بهار که بیاید...

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

یا رقیه...

جمعه, ۴ آذر ۱۳۹۰، ۰۸:۳۱ ب.ظ

اینجا، در همین نزدیکی؛ غنچه نورسته ایست که درد می کشد

و پروانه دل شکسته ای که در آتش غم پر می سوزد

و باغبان دل خسته ای که دلتنگ بهار دوباره است...

 

خدایا !

تو را به معصومیت و مظلومیت غنچه پرپر کربلا سوگند؛

باغ کوچک زندگی باغبان را طراوت و شادمانی دوباره ببخش!

 

پ.ن.....................................................

1- دعا کنید که زخم دل باغبان اثر بکند / دعا کنید که باغ امیدش دوباره تازه شود...

2- تا غم به سینه دارد و اندوه، کدخدا / دست و دلم به سمت نوشتن نمی رود...

  • باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی