واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

زیر باران باید رفت...

واژه های بارانی

دستی دلم را سخت در خود می فشارد،
گاهی که دلتنگم ولیکن همدمی نیست؛
لبخند کمرنگی به لب می کارم؛ انگار
اوضاع بر وفق مراد است و غمی نیست!

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

تابستان داغ

شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۴:۱۸ ب.ظ

تیر ماه بود

(نوستالژی شورش!)

گلوله ها را در مشت گرفتم

آرزوهای مزمنم را

ردیف، کنار دیوار چیدم

و همه را 

به رگبار بستم...

(شورش در خیابان پاستور!)


  • باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی